سرطان پستان

1391/12/6 0:0

 

 سرطان سینه

سرطان سینه چیست؟
تمام بدن ما از سلول ساخته شده است. سلول ها بسيار كوچك هستند و فقط بوسيله ميكروسكوپ ديده مي شوند. بطور معمول، سلول ها تكثير مي شوند تا جانشين سلول هاي پير و مرده شوند و يا اينكه در بچه ها، باعث رشد بدن شوند. اين تكثير و ازدياد سلول ها تابع قوانين خاصي است. بنابراين سلول ها به اندازه لازم زياد مي شوند، نه كمتر و نه بيشتر. در هنگام بروز سرطان، رشد و تكثير سلول ها از مهار و كنترل خارج مي شود و تعداد زياد از حدي سلول جديد ايجاد مي شود كه به تدريج، منجر به ايجاد توده يا تومور سرطاني مي گردند.
سرطان پستان تقريباً يك بيماري مختص به خانمها است گرچه آقايان نيز مستثني نيستند. خانم ها بيش از 99درصد مبتلايان را تشكيل مي دهند. از نظر سني بروز سرطان پستان در سن زير 30 سال شيوع كمتري دارد.
در كشور هاي غربي، سرطان پستان عمدتاً در سنين بالاي 50 سالگي ديده مي شود، در حالي كه طبق مطالعات انجام شده در كشور ما، تعداد مبتلايان در محدوده سني 49-40 سال، بيشتر از ساير رده هاي سني است. هم چنين تعداد بيماران جوان تر بيشتر از كشور هاي غربي است.

عوامل مستعد كننده شامل سن بالا، سابقه فاميلي، نازايي، اولين حاملگي بالاي سن 30 سال، مصرف غذاهاي حاوي چربي حيواني زياد و ... مي باشند. بسياري از اين بيماران در مراحل اوليه علائم باليني چنداني نداشته و بيماري بوسيله معاينة جراح و انجام ماموگرافي مشخص مي شود. از نظر محل بروز سرطان در پستان، بيشترين قسمتي از پستان كه امكان بروز سرطان را دارد ربع فوقاني خارجي پستان هاست.
در مراحل اوليه بيماري، ممكن است بيمار كاملاً بدون علامت باشد و پس از مراجعه جهت كنترل، شك به وجود سرطان در بيمار ايجاد شود و يا بوسيلة روش هاي تشخيصی مثل ماموگرافي و يا سونوگرافي اين شك تأييد گردد. گاهي پزشك معاينه كننده نيز علامت مهمي در بيمار پيدا نكرده و با انجام روش هاي تشخيصي نظير ماموگرافي وجود يك ضايعه مشكوك به سرطان لزوم پيگيري و تشخيص قطعي بيماري ضرورت مي يابد. بديهي است در اين موارد ضايعه سرطاني در مراحل اوليه تشخيص داده شده و درمان آن با موفقيت بيشتري همراه خواهد بود.
در مراحل اوليه سرطان پستان مي تواند كاملاً بدون علامت باشد. در صورتي كه بيماري در اين مراحل تشخيص داده شود، درمان آن بسيارآسانتر خواهد بود.

علائم سرطان پستان
توده يا تومور پستان
توده بدون درد شايعترين علامت سرطان پستان مي باشد كه در حدود 75درصد موارد توسط خود بيمار بصورت اتفاقي يا در معاينه ماهيانه كشف مي شود گاهي يك احساس نامطلوب مبهم در محل توده باعث توجه بيمار و كشف آن مي شود.
با توجه به اين كه توده هم در بيماري هاي خوش خيم و هم در بيماري هاي بدخيم پستان مي تواند ديده شود، بهتر است در صورت لمس هر توده اي در پستان جهت بررسي آن به پزشك مراجعه كنيد.
خصوصيات توده هاي مشكوك به سرطان در لمس عبارتند از: قوام سفت يا سخت، غير متحرك و با چسبندگي به بافت اطراف. همان گونه كه ذكر شد اغلب اين توده ها منفرد و بدون درد هستند.
ترشح از نوك پستان
ترشح از نوك پستان معمولاً به دنبال بيماري هاي خوش خيم پستان ايجاد مي شود. با وجود اينكه وجود ترشحات نوك پستان در اغلب موارد همراه با سرطان پستان نيست، ولي به علت احتمال وجود سرطان در همراهي با اين علامت، بررسي دقيق آن ضروري است.
وجود ترشح از هر دو پستان و از مجاري متعدد بطور معمول ناشي از يك اختلال هورموني، مصرف دارو و يا تغييرات فيبروكيستيك منتشر است. در اين موارد بررسي هورموني بيمار، گرفتن شرح حال، مصرف داروها و استفاده از روش هاي تشخيصي مختلف با توجه به شرح حال و معاينه، كمك كننده خواهد بود به اين مسئله بايد توجه کرد كه در خانم هاي چند زا، وجود ترشح مختصر شيري رنگ به مدت چندسال مي تواند بدون وجود بيماري خاصي در پستان می تواند وجود داشته باشد.
ترشح خوني كه خود به خودي بوده و از يك پستان و از يك مجرا خارج شود، احتمال بيشتري براي همراهي با سرطان پستان دارد و شك به سرطان را افزايش مي دهد.
طبق مطالعات انجام شده در20-5 درصد از بيماران، ترشح خوني يكطرفه پستان مي تواند به دنبال سرطان پستان باشد و در بقية موارد مي تواند علامتی از وجود يك يا چند ضايعه كوچك خوش خيم در مجاري پستان (پاپيلوما) و يا تغييرات فيبروكيستيك و يا اتساع مجاري پستان باشد.
ترشحات پستان مي تواند به رنگ هاي مختلف مشاهده شود (سفيد، قهوه اي، آبي، خاكستري، قرمز، سبز و يا بدون رنگ). ترشح ناشي از سرطان پستان معمولاً خون واضح، خونابه اي و يا زرد شفاف مي باشد.
آزمايش بررسي سلولي از ترشحات پستان كه معمولاً انجام مي شود براي اثبات وجود سرطان قابل اعتماد نيست. سن بالا و وجود هرگونه توده همراه با ترشحات پستان شك به وجود سرطان را بالا مي برد.
محل مجرايي كه از آن ترشحات مشكوك خارج مي شود معمولاً با جايگاه ضايعه اوليه مرتبط است و اغلب فشار بر همان ربع پستان باعث خروج ترشح مي شود. گاهي با استفاده از عكسبرداري از پستان با مادة حاجب از همان مجرا (داكتوگرافي) مي توان به وجود يك ضايعة كوچك در آن مجرا پي برد. اگر توده اي همراه با ترشح خوني از پستان لمس نشود مي تواند بيانگر وجود ضايعه در مراحل اوليه باشد.
ترشحاتي كه شك به وجود سرطان را بر مي انگيزند:
* ترشحات خوني يا آبكي
* ترشحاتي كه خود به خودي و بدون فشار خارج مي شوند
* ترشحاتي كه از يك پستان و از يك مجراي نوك پستان خارج مي شود
* ترشحاتي كه همراه با توده باشند
* ترشحات پس از يائسگي
خوني بودن و خود به خود خارج شدن ترشحات به خصوص وقتي که به همراه توده و از يك مجرا باشد، از اهميت زيادي برخوردار است.
تغييرات پوست پستان
اين تغييرات به دنبال فرورفتگي و يا كشيدگي پوست پستان ناشي از سرطان ايجاد مي شود. تومور سرطاني، همچنان كه نسوج اطراف خودش را درگير مي كند، باعث كوتاه شدن رباط هاي نگهدارنده پستان مي شود و اين تغيير، به نوبه خود فرورفتگي هايي در پوست ايجاد مي كند.
فرورفتگي پوست پستان ممكن است بطور ثابت و مشخص وجود داشته باشد و يا در حالات خاصي از معاينه پستان ديده شود. كشيدگي پوست يك يافته قطعي دال بر سرطان نيست و گاهي بدنبال بيماري هاي خوش خيم پستان نيز يافت مي شود.
در بعضي موارد، چسبندگي بافت سرطان به قسمت زير پوست، باعث تغيير فرم پستان مي شود. تغيير فرم هاله اطراف نوك پستان نيز مي تواند دليل بر وجود بافت سرطاني در زير آن قسمت باشد. تهاجم بافت سرطاني به پوست ممكن است باعث ايجاد زخم در پوست شود.بندرت وجود عروق زيرجلدي برجسته و واضح در يك قسمت نيز مي تواند شك به وجود سرطان را مطرح كند.
در موارد پيشرفته كشيدگي و متراكم شدن پستان به سمت بالا ايجاد مي شود. وجود ضايعات پوستي متعدد ناشي از تهاجم سرطان نيز نشانة مرحلة پيشرفته بيماري است.
تورم پوست پستان و تغييرات مشخص پوست پرتقالي در پستان نشانه وخامت بيماري است و تورم همراه با قرمزي گرمي با و بدون درد ممكن است به علت سرطان التهابي پستان باشد. اين نوع سرطان مي تواند علائم عفونت و آبسه پستان را تقليد كند و باعث اشتباه بيمار و پزشك شود و بيمار مدت ها تحت درمان هاي ضدميكروبي قرار گيرد. گاهي اوقات همراه با اين حالت التهابي توده اي نيز لمس مي شود ولي بطور معمول پستان متورم و سخت مي شود. در اين حالت توده واضحي لمس نمي شود. با وجود درد و قرمزي و گرمي در پستان مبتلا، بيمار علائم عمومي عفونت، مثل تب و لرز را ندارد . تهاجم به غدد لنفاوي زيربغل در مراحل اوليه بيماري اتفاق مي افتد.
تغييرات نوك پستان
طبق مطالعات انجام شده حدود 30درصد از بيماران مبتلا به سرطان پستان گرفتاري نوك پستان را نشان مي دهند. درگيري نوك پستان بيشتر در تومورهايي كه در 2 ونیم سانتيمتري در نوك پستان واقع شده اند و يا اندازه بيش از 2 سانتي متر دارند مشاهده مي شود.
ز نظر باليني دو نوع علامت ممكن است بروز كند:
- فرورفتگي نوك پستان
- بيماري پاژه نوك پستان
در بعضي افراد فرورفتگي نوك پستان ممكن است متعاقب شيردهي يا پس از دوران بلوغ و بدون نشانه خاصي ايجاد شود كه قابل برگشت است ولي در سرطان، اين فرورفتگي حالت ثابت دارد و با معاينه دقيق پستان ممكن است وجود توده اي در زير نوك پستان مشخص شود.
بيماري پاژه نوك پستان نوعي از سرطان پستان است كه در آن تغييرات پوستي نوك پستان بصورت ضايعات اگزمايي مرطوب يا خشك همراه با ضخامت و قرمزي و خراش هايي در نوك پستان، ديده مي شود.
علائم شامل خارش، سوزش، قرمزي و سفتي نوك پستان و پوسته پوسته شدن نوك پستان مي باشد. بتدريج و در صورت عدم درمان، بيماري به هاله اطراف نوك پستان و پوست گسترش مي يابد. گاهي اين بيماران با تشخيص اشتباه اگزما و بيماري هاي پوستي، مدت ها تحت درمان با پمادهاي موضعي قرار مي گيرند و همين مسئله درمان بيمار را به تأخير مي اندازد.
بنابراين در هر بيماري كه علائم پوستي به درمان هاي موضعي پاسخ ندهد، بايد به فكر سرطان بود و بايد تحت انجام نمونه برداري قرار گيرد و با قطعي شدن تشخيص، اقدامات درماني مناسب انجام پذيرد.
قرمزي و خارش مزمن نوك پستان همراه با پوسته پوسته شدن و ترك خوردن آن، نوعي از سرطان پستان به نام پاژه است، مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.

بزرگي غدد لنفاوي زير بغل
حدود 70 درصد لنف پستان از طريق سيستم لنفاوي زيربغل تخليه مي شود، بنابراين شايعترين محل تهاجم سرطان هاي پستان به غدد لنفاوي زيربغل مي باشد.
گاهي بزرگي غدد لنفاوي همراه با لمس توده اي واضح در پستان است و گاهي توده مشخصي لمس نمي شود. البته تهاجم به غدد لنفاوي زيربغل در سرطان ساير اعضاي بدن مثل ريه ها، تخمدان ها، كبد، كليه و معده نيز مي تواند ايجاد شود، ولي سرطان پستان شايعترين علت براي تهاجم به اين غدد است.
در اين موارد انجام ماموگرافي و سونوگرافی براي تشخيص كمك كننده است ولي يك ماموگرافي طبيعي رد كنندة وجود سرطان در پستان نمي باشد و بايد بيمار تحت انجام روش هاي تشخيصي تكميلي و درمان مناسب قرار گيرد. بزرگي غدد لنفاوي زير بغل ممكن است تنها نشانة يك سرطان مشخص در پستان باشد.
تغييراندازه در پستان
گاهي اوقات به علت بزرگي بيش از حد تومور در يك پستان، پستان ها از حالت متقارن خارج شده و بطور واضحي پستان يك طرف بزرگتر از طرف مقابل مي شود. البته اندازه دو پستان در افراد سالم نيز كاملاً مشابه نيست ولي بزرگي يك پستان نسبت به طرف ديگر كه اخيراً ايجاد شده بايد مورد توجه قرار گيرد و با انجام معاينه، از عدم وجود توده و سلامت پستان مطمئن شد. گاهي توده هاي خوش خيم و كيست هاي بزرگ نيز باعث اين عدم تقارن مي شود كه با معاينه و استفاده از روش هاي تشخيصي،مي توان آنها را تشخيص داد.
تورم يك طرفه بازو و اندام فوقاني
به علت تهاجم سلول هاي سرطاني به عروق لنفاوي زيربغل و انسداد مسير لنف، تخليه مايع لنف اندام فوقاني در يك طرف مختل شده و باعث تورم آن اندام مي شود. بيمار با احساس تورم و سنگيني يك طرفه اندام مراجعه مي نمايد كه مي تواند دردناك و يا بدون درد باشد. با معاينه دقيق از بيمار مي توان وجود يك توده سرطاني را مسجل كرد. بروز اين علامت به عنوان علائم اوليه، نادر و نشانه پيشرفته بودن بيماري است.
گاهی ممكن است برخي از اين بيماران به اشتباه با تشخيص روماتيسم و ... تحت درمان هاي نامناسب قرار گيرند. بنابراين معاينه و بررسي دقيق پستان ها در صورت وجود چنين علامتي ضروري است.
تهاجم به اعضاي ديگر(متاستاز)
گاهي سرطان پستان بدون علامت خاصي در پستان، علائمي در اعضاي ديگر نشان مي دهد كه ممكن است به صورت درد استخواني در يك محل خاص، علائم تنفسي به دنبال درگيري ريه، زردي و ساير علائم ناشي از بزرگي كبد، بزرگي غدد لنفاوي شكم، علائم عصبي ناشي از وجود توده در مغز و ... باشد.
در اين موارد معاينه دقيق بيمار و بررسي هاي تشخيصي مي تواند وجود بيماري را در پستان مشخص نمايد. گاهي نيز كانون اصلي بيماري مشخص نمي شود و تنها با ارزيابي مشخص اندام علامت دار، تهاجم سرطان به آن قسمت تأييد مي شود. اين موارد نيز درمان خاص خود را ايجاب مي كند.
روش های تشخیص قطعی سرطان پستان
روش هاي تشخيصی متعددي براي بررسي تومورهاي مشكوك به سرطان در پستان وجود دارند. اين روش ها كه گاهی به تنهايي و گاهی همراه با يكديگر براي تشخيص به كار مي روند، عمدتاً شامل نمونه برداري يا بيوپسي، عكس برداري يا ماموگرافي، سونوگرافي و معاينه هستند.
تنها روشي كه تشخيص سرطان پستان را قطعي مي كند، نمونه برداري يا بيوپسي است كه در آن، قسمتي از يك تومور ياتمام آن از پستان خارج و بوسيله ميكروسكوپ بررسي مي شود. عمل نمونه برداري توسط جراح و بررسي توسط ميكروسكوپ توسط متخصص آسيب شناسي انجام مي گیرد.
بيوپسي ممكن است با روش جراحي انجام شود. به اين ترتيب كه بسته به اندازه تومور و شرايط بيمار، با استفاده از بي حسي موضعي يا بيهوشي عمومي، برشي روي محل تومور در پستان داده مي شود، تمام تومور يا قسمتي از آن خارج و سپس محل برش، بخيه زده مي شود. سپس نمونه به دست آمده به آزمايشگاه آسيب شناسي ارسال مي شود.
بيمار یک روز پس از اين عمل قادر به انجام كارهاي روزانه خويش است، فقط طي چند هفته بعد از آن نبايد با دست سمت نمونه برداري شده اجسام سنگين را بلند نماید. زخم معمولاً طي کمتر از 10 روز بهبود خواهديافت.
روش هاي ديگري نيز براي نمونه برداري وجود دارند، از جمله نمونه برداري به وسيله سوزن كه در حال حاضر استفاده از آن رواج يافته است. در این روش و تحت بی حسی موضعی، با یک برش بسیار کوچک، پوست باز شده و به وسیلۀ سوزن های به خصوصی که core نامیده می شوند، چندین نمونه از توده برداشته می شود. این روش بسیار آسان و مؤثر بوده و تقریباً همۀ آزمایشات لازم روی نمونه های بدست آمده از آن امکان پذیر است.
گاهي نيز بيوپسي از همان ابتدا در اتاق عمل صورت مي گيرد. در مواردي كه احتمال سرطاني بودن تومور زياد است و روش هاي تشخيصي ديگر مثل ماموگرافي نيز احتمال بدخيمي را مطرح كرده اند، برخي از پزشكان ترجيح مي دهند بيمار را به اتاق عمل ببرند و تحت بيهوشي عمومي يك نمونه فوري به آزمايشگاه بفرستند و در صورتي كه جواب حاكي از سرطان باشد، عمل برداشت پستان در همان مرحله انجام مي شود.
تكنيك هاي تصويربرداري شامل ماموگرافي، سونوگرافي، داكتوگرافي، MRI از اهميت ويژه‌اي در تشخيص سرطان پستان برخوردار هستند.
نقش ژنتیک، هورمون ها، شیردهی، اشعه، الکل، سیگار و ... در ابتلا به سرطان پستان
سرطان پستان شايعترين سرطان زنان در كل جهان است. مطابق آمار سازمان بهداشت جهاني، ميزان بروز اين بيماري رو به افزايش است. اگر چه هنوز علت مشخصي براي اين بيماري شناخته نشده است، اما به نظرمي رسد كه در برخي از زنان، احتمال ابتلا به اين بيماري بيشتر باشد.

عوامل خطر شناخته شده براي سرطان پستان عبارتند از:

سابقه فاميلي ابتلا به سرطان پستان در اقوام درجه اول، عوامل دوره باروري مانند بلوغ زودرس، يائسگي ديررس، سن اولين زايمان بيشتر از 30 سال، زایمان نکردن، عدم شيردهي، عوامل اجتماعي اقتصادي، چاقي پس از يائسگي و مصرف چربي زياد، تابش اشعه به قفسه سينه و برخي از بيماري هاي خوش خيم پستان.
دارا بودن هر يك از عوامل فوق، بدين معني نيست كه شما حتماً به سرطان پستان مبتلا خواهيد شد. بلكه مفهوم آن اين است كه اندكي بيشتر از جمعيت زنان عادي (فاقد عوامل خطر) در معرض خطر ابتلا به اين بيماري هستيد، بنابراين بايستي تحت نظر پزشك از برنامه هاي تشخيص زودرس استفاده كنيد.
سابقه فاميلي ابتلا به سرطان پستان
از بين فاكتور هاي شناخته شده مؤثر بر افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان، سابقه فاميلي از مهمترين عوامل محسوب مي شود. در حدود 5 تا 10 درصد سرطان هاي پستان در زمينه سابقه فاميلي ايجاد مي شوند و تخمين زده مي شود كه 20 تا 30 درصد از خانم هاي مبتلا به سرطان پستان حداقل يكي از بستگان درجه اولشان دچار سرطان پستان بوده است.
مطالعات پزشكي ثابت كرده اند كه در خانم هايي كه وابستگان درجه اول آنها (مادر، خواهر، دختر) مبتلا به سرطان پستان بوده اند، خطر ابتلا به اين بيماري در سنين پايين تري وجود دارد و سرطان پستان دو طرفه در آنها شايعتر است.
از سوي ديگر خانم هايي كه در سنين جوانتري دچار سرطان پستان مي شوند، وابستگان درجه اول و دوم آنها در معرض خطر بالاتري از ابتلا به سرطان پستان مي باشند. از مشخصات سرطان پستان با زمينه فاميلي، شروع بيماري در سنين پايين، ميزان بالاي بروز بيماري به صورت دو طرفه و همراهي سرطان پستان با سرطان هاي اعضاي ديگر مثل تخمدان است.
شرايطي كه اثبات كننده وجود استعداد ژنتیکی در يك خانم هستند عبارتند از:
1- ابتلا افراد متعدد در فاميل به يك نوع سرطان
2- تشخيص سرطان در سنين جوانتر نسبت به سن مورد انتظار در آن نوع سرطان
3- تشخيص دو يا سه نوع سرطان در يك فرد
4- سرطان دو طرفه يا چند كانوني در يك فرد
5- ابتلا به سرطان پستان در يك فرد مذكر خانواده
سرطان پستان در سنين پايين مهمترين مشخصه استعداد فاميلي ابتلا به سرطان است.
وقتي وجود استعداد ژنتیکی در اعضا يك فاميل مورد شك است، بايد مشاوره پزشكي و بررسي هاي لازم انجام گيرد تا اطلاعات كاملتري جهت اثبات اين استعداد بدست آيد.
در صورتي كه مادر، خواهريا دختر شما دچار سرطان پستان بوده اند، احتمال ابتلا به اين بيماري در شما نيز كمي بيشتر از افراد عادي است و بهتر است زير نظر پزشك از برنامه هاي تشخيص زودرس استفاده كنيد.
چنانچه وجود اين استعداد ژنتيكي در خانمي ثابت شود و آن خانم تحت پوشش برنامه هاي تشخيص زودرس قرار بگيرد، در صورت ابتلا به سرطان، بيماري وي در مراحل اوليه كشف خواهد شد و ميزان طول عمرو كيفيت زندگي او افزايش خواهد يافت.
عوامل مربوط به دوره باروري و هورمون ها
عوامل خطر دوره باروري شامل موارد زير هستند: 
• قاعدگي زودرس و يائسگي ديررس
•وضعيت¬بارداري:
1.سن اولين بارداري بالاي 30 سال
2. نازايي و بچه دار نشدن
• مصرف داروهاي ضدبارداري در شرايط خاص
• درمان هاي هورموني بعد از يائسگي
• عدم سابقه شيردهي به فرزندان
قاعدگي زودرس و يائسگي دير رس
قاعدگي زودرس و يائسگي ديررس، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهند. مطالعات زيادي نشان داده اند كه سن بلوغ زير 12 سال نسبت به سن بلوغ بالاي 15 سال، خطر ابتلا به سرطان پستان را تا 2 برابر افزايش مي دهد. در واقع هر عاملي كه تماس بدن با استروژن را افزايش دهد، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد. مطالعات محدودي كه در ايران در اين زمينه انجام شده اند، ارتباطي بين سن شروع قاعدگي قبل از 12 سالگي با سرطان پستان پيدا نكرده اند. به هر حال براي اظهار نظر قطعي، بايد مطالعات وسيع تري انجام شود.
سن يائسگي بيشتر از 55 سال نيز احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزايش ميدهد. زناني كه به طور طبيعي بعد از 55 سالگي يائسه شده اند، نسبت به زناني كه يائسگي آنها قبل از سن 45 سالگي بوده است دو برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان هستند.
همچنين احتمال ابتلا به بيماري در زناني كه هر دو تخمدان خود را پيش از 40 سالگي از بدن خارج كرده اند يا به هر علتي فعاليت هورموني تخمدانها را از دست داده اند، كاهش مي يابد.
وضعيت بارداري
سن اولين بارداري:
در ابتدا لازم است اشاره شود كه مقصود از بارداري در اينجا، دوره كامل و 9 ماهه بارداري است، اعم از اينكه منجر به تولد نوزاد زنده شده يا نشده باشد.
سن بالاتر از 30 سال در اولين بارداري خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد. در مقابل وقتي سن اولين بارداري پايين تر باشد خطر سرطان پستان كمتر است. اهميت سن كم در اولين زايمان، ناشي از بلوغ زودهنگام بافت پستان است كه حساسيت آن را نسبت به عوامل سرطان زا كاهش مي دهد.
بنابراين در صورتي كه اولين بارداري و زايمان شما پس از 30 سالگي بوده است، بهتر است به سلامت پستان هاي خود توجه بيشتري داشته باشيد.
نداشتن فرزند و نازايي:
بچه دار نشدن خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد. خطر ابتلا در زنان بدون فرزند مشابه خطر ابتلا در زناني است كه سن اولين زايمان آنها بيشتر از 30 سال است.
اگر شما مشكل نازايي داريد به ويژه اگر اين مشكل به علت اختلالات هورموني شما است، بهتر است تحت پوشش برنامه هاي تشخيصي زودرس قرار بگيريد.
مصرف داروهاي ضدبارداري:
مطالعات قبلي نشان داده بودند كه بين مصرف قرص هاي ضد بارداري و افزايش خطر سرطان پستان، رابطه اي كوچك وجود دارد. بررسي هاي بعدي، تاثير اين داروها را در دو گروه از زنان مورد ارزيابي قرار دادند: گروه اول زنان جواني كه از اين داروها به مدت طولاني استفاده كرده بودند و گروه دوم، زناني كه قبل از اولين بارداري اين قرص ها را مورد استفاده قرار داده بودند
طبق نتايج بسياري از مطالعات مصرف اين داروها به مدت 4 سال يا بيشتر و قبل از اولين حاملگي در زنان جوان، خطر سرطان پستان را افزايش مي دهد و ممكن است اين اثرات تا 10 سال پس از مصرف باقي بماند، اگرچه اين نتايج هنوز مورد بحث است. به علت شيوع كمتر مصرف قرص هاي ضد بارداري در 30 سال گذشته، اطلاعات موجود در اين زمينه كامل نيست و مطالعات بيشتر ضرورت دارد.
درمان هاي هورموني بعد از يائسگي:
اين نوع درمان، يك درمان دارويي براي جانشين كردن هورمون هاي طبيعي تخمدان در زمان يائسگي است. در حال حاضر براي جلوگيري از عوارض يائسگي، تركيبات استروژني و پروژستروني پس از يائسگي استفاده مي شود. در بسياري از خانم ها پس از يائسگي تركيبي از اين دو هورمون به عنوان درمان هورموني جايگزين تجويز مي گردد.
هر خانم در سن يائسگي داراي شرايط خاص خود است و براي درمان هورموني بايستي تحت نظر پزشك معالج خويش باشد.
بنابراين:
از هر گونه مصرف خودسرانه داروهاي هورموني پرهيز نمائيد.
هرگز توصيه به درمان هورموني از دوستان و آشنايان را بدون مشورت با پزشك معالج نپذيريد.
درمان هاي هورموني جايگزين داراي منافع زير مي باشد:
1) كاهش گر گرفتگي و تعريق شبانه پس از يائسگي
2) كاهش خشكي مجراي تناسلي
3) برطرف شدن خستگي و تغييرات خلقي ناشي از يائسگي
4) برطرف شدن اختلالات خواب
5) برطرف شدن درجاتي از بي اختياري ادرار
6) كاهش مرگ و مير ناشي از بيماري هاي قلبي
7) جلوگيري از پوكي استخوان
آيا درمان هورموني خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش ميدهد؟
هورمون درماني خطر سرطان پستان را تا 30 درصد افزايش مي دهد. فوايد مصرف آن به ميزان خطر سرطان پستان و ساير عوامل بستگی دارد كه توسط پزشك تعيين مي شود.
پزشك معالج شما، شما را از نظر وجود عوامل خطر ابتلا به سرطان پستان بررسي مي كندو با توجه به مزاياو معايب اين روش، جهت تجويز يا عدم تجويز اين هورمون ها تصميم مي گيرد.
عواملي كه بايد توسط پزشك بررسي گردد:
1) سابقه ابتلا به سرطان پستان در فرد يا در بستگان فرد
2) سابقه مشكلات قلبي و فشار خون
3) سابقه مشكلات انعقادي
4) سابقه بيماري كيسه صفرا
مهمترين عامل در اين موضوع، بررسي سابقه ابتلا به سرطان پستان است. اگر بيماري سابقه قبلي سرطان پستان داشته باشد يا اينكه سابقه ابتلا در بستگان وي وجود داشته باشد، بايد حتماً به پزشك اطلاع دهد تا در تصميم گيري نهايي وي مشكلي ايجاد نگردد.
همچنين سابقه بيماري قلبي و بالا بودن فشار خون و يا وجود سابقه فاميلي اين بيماري ها، عامل بسيار مهمي هستند كه بايد پزشك معالج را از آنها مطلع كرد. اگر فردي در موارد مذكور سابقه اي داشت بايد دقيقاً به پزشك معالج اطلاع دهد تا در مورد مزايا و معايب درمان هورمون، نظر نهايي از جانب پزشك اعمال گردد.
افرادي كه تحت درمان هاي جايگزيني هورمون قرار مي گيرند، بايد از برنامه هاي تشخيص زودرس سرطان پستان استفاده كنند در اين صورت استفاده از هورمون هاي جايگزين خطر مرگ در سرطان پستان را افزايش نمي دهد.
سابقه شيردهي به فرزندان
شير دادن مادر به فرزند، به عنوان يك عامل حمايت كننده در برابر سرطان پستان، خطر ابتلا به اين بيماري را كاهش مي دهد. به نظر مي رسد تأثير شيردهي، به طول مدت و زمان آن بستگي نداشته باشد. تأثير حمايتي شيردهي در سرطان پستان قبل از يائسگي واضحتر است. گفته مي شود هر چه زمان شيردهي طولاني تر باشد، اين اثر محافظتي قويتر خواهد بود، به ويژه اگر اين مدت بيشتر از 6 ماه باشد.
البته كم بودن شير يا ترشح نشدن آن در بعضي خانم ها كه منجر به كاهش دوران شيردهي به زير 6 ماه شده باشد، اثري در بروز سرطان پستان ندارد. همچنين قطع شير با استفاده از داروهاي هورموني باعث افزايش خطر سرطان پستان نمي شود ولي اگر سن مادر در زمان شيردهي پايين تر باشد، اين اثر محافظتي بيشتر خواهد شد.
به هر حال، از آنجا كه شيردهي در بين مادران غربي چندان متداول نيست، اين موضوع مستلزم بررسي هاي وسيعتر در كشور خودمان است.
چگونه مي توانيم خطر سرطان پستان را كاهش دهيم؟
كساني كه سابقه ابتلا به سرطان پستان را در يكي از بستگان دارند نمي توانند اين عامل را تغيير دهند.
افرادي كه قاعدگي زودهنگام يا يائسگي دير هنگام دارند نمي توانند اين عامل را تغيير دهند.
ولي اين افراد مي توانند با انجام اقدامات زير اثر ساير عوامل خطر را كاهش دهند:
* تعديل وزن در حد متناسب
* كاهش چربي رژيم غذايي
* نجام ورزش روزانه به طور مرتب
* عدم مصرف هورمون بعد از یائسگی
بعضي از عوامل خطر سرطان پستان قابل كنترل هستند و با كمي دقت، مي تواند اين عوامل را تحت كنترل درآورد.
نقش آلودگي هاي محيطي در بروز سرطان پستان
شواهدي وجود دارند كه نشان مي دهند عوامل محيطي و آلودگي ها، مي توانند بر ميز ان بروز و مرگ و مير سرطان پستان تأثير بگذارند. در اينجا بعضي از عوامل محيطي را كه مي توانند در بروز سرطان پستان مؤثر باشند مورد بررسي قرار مي دهيم:
قرار گرفتن در معرض اشعه
مطالعات بهداشتي ثابت كرده اند كه قرار گرفتن بافت پستان در معرض اشعه با افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان همراه مي باشد. اين اثر در خانم هاي جواني كه پس از بمباران اتمي زنده مانده اند نيز مشخص شده است.
همچنين در خانم هايي كه مكرراً تحت انجام عكسبرداري از قفسه سينه قرار گرفته اند و يا به علت وجود سرطان هاي قسمت فوقاني بدن تحت انجام درمان با اشعه يونيزان (راديوتراپي) قرار مي گيرند اين مسئله گزارش شده است.
افزايش خطر بيماري به دنبال تابش اشعه زياد، به سن بيمار نيز بستگي دارد و هر چه سن پايين تر باشد احتمال اين مسئله بيشتر است (به خصوص در سنين 30-10 سال). نكته مهم اين است كه انجام ماموگرافي جهت تشخيص بيماري يا تشخيص زودرس، چنين اثري را به دنبال ندارد، به خصوص اينكه بطور عمده بعد از سنين 40-35 سالگي انجام مي شود.
در مورد خانم هايي كه به علت سرطان پستان يك طرفه تحت انجام راديوتراپي قفسه سينه قرار مي گيرند، بخصوص در سنين زير 45 سال افزايش خطر سرطان پستان در پستان مقابل گزارش شده است. البته يك فاصله زماني حداقل 10 سال براي بروز سرطان پستان وجود دارد كه گاهي اين فاصله زماني كاهش مي يابد. اگر چه اين احتمال كم است. ولي بر لزوم پيگيري بيماران مبتلا به اين بيماري پس از درمان، تأكيد مي كند.
سيگار و الكل
مصرف سيگار با ابتلا به بسياري از سرطان ها رابطه دارد. در بعضي از مطالعات مصرف سيگار در دوران نوجواني و بلوغ كه بافت پستان به مواد سرطان زا حساسيت بيشتري دارد، با افزايش خطر سرطان پستان توأم بوده است. همچنين افزايش خطر در افرادي كه در معرض دود سيگار قرار گرفته اند دیده شده و علت آن اين است كه دود ناشي از سوختن سيگار داراي عوامل سرطان زاي بيشتري است. مصرف الكل نيز باعث افزايش سطح سرمي استراديول مي شود و ارتباط مصرف الکل با سرطان پستان مشاهده شده است.
ساير عوامل
تجمع سموم ارگانوكلره مثل D.D.T در بدن و قرار گرفتن در معرض ميدان هاي الكترومغناطيسي در محيط كاري احتمال دارد با افزايش خطر سرطان پستان همراه باشد ولي اين اثرات صددرصد ثابت شده نيستند و براي اثبات آنها بايد مطالعات وسيعتري صورت گيرد.
از بين آلودگي هاي محيطي كه احتمال دارد خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش دهند، برخورد با اشعه مهمترين عامل محسوب مي شود.


منبع :
http://www.icbc.ir/ در تاریخ 1/12/1391

تهیه کنندگان:
دکتر حمیدرضا علیزاده اطاقور_ استادیار گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر
طیبه فتاحی-دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر


   
تعداد بازدید:   ۱۲۳۸۲

 


چاپ | ارسال به ايميل
< >